عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

265

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

در كشتى به زبان نبطيّه و با زنان به زبان هر وى متكلّم بود . ابن خردادبه از هيثم بن عدى حكايت كند : كه حماد راوى از سماك بن حرب شنيده كه سوار بن زيد بن عدى بن زيد راوى حيره اين اشعار را از بهرام گور روايت كرده است ! لقد علم الأنام بكلّ أرض * بأنّهم قد اضحوا لي عببدا ملكت ملوكهم و قتلت منهم * عزيزهم المسوّد و المسودا و كنت إذا تشاوس ملك أرض * عبأت له الكتائب و الجنودا فيعطينى المقادة أو أوافي * به يشكو السّلاسل و القيودا « 1 » همچنين اشعارى از او نقل كرده‌اند كه در موقع جنگ با خاقان ساخته است : اقول له لمّا فضضت جنوده * كأنّك لم تسمع بصولات بهرام « 2 » و أنّى حامى ملك فارس كلّها * و ما خير ملك لا يكون له حامى ابن خردادبه گويد : از اشعارى كه هموطنان ما به او نسبت ميدهند اينست : منم آن شير شله « 3 » ( و ) منم آن ببر يله * منم آن بهرام گور ( و ) منم آن بوجبله « 4 » تاختن بهرام بر خاقان پادشاه تركستان همين كه پادشاهى بهرام استقرار يافت و كارهاى كشور را مرتّب كرده از جميع امور فراغت حاصل نمود خود را بمجالس انس و خلوت با زنان سرگرم كرده نشاط

--> ( 1 ) موجودات تمام زمين ميدانند كه همه بندهء منند . من بقدرت خود سلاطين آنانرا مطيع ساخته‌ام و سروران و رعاياى آنانرا كشته‌ام و چون پادشاه كشورى جسارت ميورزيد من بر عليه او هنگ‌ها و لشگرها تسليح ميكردم . يا عاقبت او مجبور بتسليم ميشد و يا او را همراه برده و او با غل و زنجيرهايش عجز و جزع ميكرد . ( 2 ) من به او ميگفتم وقتى قشونش را تارومار كرده بودم . مثل اينست كه تو از فتوحات بهرام چيزى نشنيده‌اى و من حامى تمام كشور ايرانم بيچاره كشورى كه فاقد حامى است ( 3 ) ژله . ( 4 ) معروف اينست : منم آن شير ژيان و منم آن ببر يله * نام من بهرام گور و كنيتم بوجبله